اشکای من...

 

اشک های شور من چه بی حوصله ا ند

 

 

 

و حرفهای تو چه تلخ

 

 

 

کاش یک جرعه از این تلخی می نوشیدی

 

 

 

و بعد مرا به دست خاک می سپردی

 

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین

آها پس تو اصفهانی هستی داداش ها؟؟؟؟

امین

منم آپم بیا داداش[گل]

رها راد

[دست][دست][دست] قلم زیبایی داری حسین

رها راد

عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن

off daughter

روز اول خیلی اتفاقی دیدمت... روز دوم الکی الکی چشمهام به چشمت افتاد... هفته بعد دزدکی بهت نگاه کردم... ماه بعد شانسی به دلم نشستی و حالا سالهاست یواشکی دوست دارم

off daughter

من آهنگ غریب روزگارم. غمی بی انتها در دام دارم. تمام هستی ام یک قلب پاکست. که آن را زیر پایت می گذارم.

off daughter

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد

ساحل

عاشقانه هایم را که یادت نرفته این روزها در گوش چه کسی نجوا میکنی

عاشق دل شکسته

. همیشــــه دلتنگی به خاطر نبـــــــودن شخصی نیست گاه به علت حضور کسی در کنارت استـــــــ که حواسش به تــــــــو نیستــــــــ