روز بارانی....

 پیش بینی اش را کرده بودی

چتر آورده بودی غافلگیر شدم

سعی میکردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

 سومین روز بارانی چطور؟

...گفتی سرت درد میکند

 حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کاملا روی سر خودت گرفتی

 و شانه راست من حسابی خیس شد...

چند روز پیش چطور...؟

به خاطر داری؟ با یک چتر اضافی آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه

 پین های چتر توی چش و چالمان نرود

 دو قدم از همدیگه دور بمانیم...

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم...

تنها برو

باتشکرازسحری

/ 0 نظر / 15 بازدید