جوانه خشکید...

 

ذره ذره های وجودم را

 

 

 

به تارهای نازک حس گنگی

 

 

 

پیوند می زدم تا امید جوانه زند.

 

 

 

اما

 

 

 

دریغ که جوانه

 

 

 

بی حضور دل خشکید

/ 8 نظر / 26 بازدید
سرمه

جملات زیبایی نوشتین.

عمه

حس گنگ معمولا ناپایداره ...باید حس واضح وروشن باشه دل چکاره ست؟اینجانگاهت اشتباه کرده جوون[لبخند]

مرضیه

[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

off daughter

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت تنهایی م را حس نکرد ، در میان خنده های تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد

off daughter

شمع و پروانه و بلبل همه جمع اند ، بی رحم ، بیا رحم به تنهایی من کن

عمه

سلام.من اومدم بگم اگه نبینی دل نمیبندی . زدست دیده ودل هردوفریاد-که هرچه دیده بیند دل کندیاد اینوووووووووووووووو چی میگی؟نقض میکنی؟عاشقی کاردله امانیشش ازنگاهه

mobina

عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛ بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری ! بعد از چند روز به دوستی بعد از چند ماه به همکاری بعد از چند سال به همسایه ای ... اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم ! دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم. او که یگانه است و شایسته ...

سرونازشیراز

داداش خوببببببببببببم : ممنونتمممممممممممممممممم......[گل][گل]